در انتخابات تقلب شد؟ مردم: 80 درصد بله- 20 درصد خیر
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  

 

انتشار نتایج یک نظرسنجی با شرکت وزارت کشور، مردم و شورای نگهبان

سایت الف که تحت نظارت احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر می شود، نتیجه یک نظرسنجی را منتشر کرده است. این نظرسنجی براساس سئوالات و ابهامات مردم پیرامون انتخابات 22 خرداد، دسته بندی کردن این سئوالات، مطرح کردن آن با مقاماتی از وزارت کشور و شورای نگهبان، پاسخ این دو نهاد به ابهامات مردم و سپس نظر شرکت کنندگان دراین نظر سنجی در قبول و یا رد این نظرات تنظیم شده است.

سایت آینده نیوز، که شماری از فرماندهان و اعضای سابق سپاه پاسداران آن را اداره می کنند، این نظر سنجی را بصورت خلاصه منتشر کرده است.

محوری ترین سئوالات مردم درباره دلائل تقلب در انتخابات است و محوری ترین پاسخ آنها به پاسخ های شورای نگهبان و وزارت کشور نیز رد توجیهاتی است که آنها ارائه کرده اند.

بخش قابل توجه دیگر گزارشی که سایت آینده نیوزدرباره این نظرسنجی تهیه کرده، نظر کاربران است.

ما اساسی ترین سئوالات و پاسخ ها را از این نظر سنجی برگرفته و در زیر می آوریم و سپس نظر شماری از کاربران آینده نیوز را:

 

سایت الف طی ده روز حدود 900 سؤال مخاطبان را جمع کرده و از میان آنها 70 سئوال تنظیم کرده و سپس نظر شورای نگهبان و وزارت کشور را در پاسخ به این سئوالات انتشار داده است و بدنبال نظر مخاطبان درباره پاسخ های این شورا و وزارت کشور. از جمله سئوالات اینست:

 

- قطع اس ام اس از شب قبل رای گیری یکی از دلایل تقلب است. ناظران آقای موسوی در شعب رای گیری قرار بود تخلفات را با ای ام اس به ستاد مرکزی صیانت از آرا ارسال کنند، قطع پیامک در روز رای گیری مشکوک نیست؟

 955نفر موافق و 119 نفر مخالف بوده‌اند.


سؤال:

اگر تقلب نبود صاحبان 24 میلیون رای چرا باید از تجمع 13 میلیون بترسند وبه آنها اجازه راهپیمایی ندهند؟ مگر نمی گویید 24 از 13 بزرگتر است؟ مگر نمی گویید طرفداران احمدی نژاد بیشترند؟ پس چرا به این 13میلیون اجازه تجمع ندادند تا در خیابان معلوم شود چه کسی بیشتر است؟

 933نفر با این سؤال موافق و تنها 140 نفر مخالف بوده‌اند.

سؤال:

لطفاً توضیح بدهید که چطور ممکن است در چند استان (مثلاً لرستان) در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها (مثلاً بیش از ده درصد از کل صندوق های این استان) تعداد کل آرا مضرب صد بشود (100، 200، 300 و غیره). خیلی ممنون.

712نفر با این سؤال موافق و تنها 59 مخالف بوده‌اند.

سؤال:

در جریان تبلیغات انتخاباتی تقلبات گسترده ای انجام شده است: توهین و افترا به افراد سرشناس در مناظرات تلویزیونی، استفاده از وقت اضافه در تلویزیون، خرید رأی، افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان، توزیع سود سهام عدالت، توزیع سیب زمینی رایگان، استفاده از امکانات دولتی و بیت المال در تبلیغات، حضور نیروهای بسیج، و ... . همه اینها دلیل نمی شد که انتخابات باطل شود؟

 579نفر موافق سؤال و 37 نفر مخالف می‌باشند.

سؤال:

در انتخابات اصل بر بی طرف بودن مجریان و ناظران است. آیا حمایتهای صریح برخی از اعضای شورای نگهبان از آقای احمدی نژاد منافی با اصل بی طرفی در انتخابات نبود؟ آیا درست است که برخی اعضای شورای نگهبان عضو دولت و طبعا طرفدار یکی از نامزدها باشند؟

 522نفر با این سؤال موافق و تنها 21 نفر مخالف می‌باشند.

 

آینده نیوز می نویسد: در سایت الف به دلیل جهت‌گیری‌های خاص سیاسی و حمایت از آقای احمدی‌نژاد و حملات شدید به معترضین، بسیاری از معترضان جزء بیندگان آن نمی‌باشند  با این حال. به طوری که از حدود هزار نفری که در این نظرسنجی شرکت داشته‌اند، موافقان صحت انتخابات کمتر از 200 نفر و موافقان سؤالات و ابهامات کمتر از 900 نفر می‌باشند.
(این توضیح به این معناست که اگر این نظرسنجی توسط یک سایت غیر وابسته به دست راستی ها انجام میشد، بازهم این نسبت به سود کسانی که معتقد به تقلب در انتخابات هستند بیشتر می شد.)

اینده نیوز ادامه میدهد:

در مجموع همان‌گونه که از نتایج 42 سؤالی که با مشارکت مخاطبان مواجه شده است، مشخص می‌شود، میانگین موافقان با شبهات انتخابات بیش از 540 نفر می‌باشد و میانگین مخالفان شبهات و سؤالات حدود 50 نفر می‌باشند، یعنی این نسبت بیش از 10 برابر است.

 

نظرات کاربران:

 این سایت الف اینقدر بعد از انتخابات کامنت های ملت رو سانسور کرد و اخبار فارس نیوز رو به عنوان حقایق منتشر کرد که کلی مخاطب از دست داده. اگرنه نسبت سبز به ارزشی این سایت بیشتر از10 بود.

 

- به نظر من بنیادی ترین و اساسی ترین سر منشاء شبهه در صحت انتخابات این مساله است که مردم هرچه به دور و بر خودشون اعم از فامیل و دوست و همسایه و همکار و همکلاسی و... نگاه میکنن، نه تنها نمیتوانند دوبرابر بودن رای دهندگان به احمدی نژاد در مقابل رای دهندگان به موسوی رو ببینند، بلکه دقیقا عکس این رو مشاهده میکنند! این مساله به قدری اساسی و غیر قابل کتمان هست که هیچ توجیه و دلیل و پاسخی رو نمیتوان برای اون پیدا کرد جز آنکه ملت ایران ملت دو رو و دروغگویی هستند که رای خودشون رو به دوستان و نزدیکانشون غیر واقعی انعکاس میدهند! به نظر من دقیقا به همین علت هم هست که هجم عظیم تبلیغات نظام برای قانع کردن ملت نسبت به صحت انتخابات ذره ای در نگاه مردم تاثیر نداشته و نخواهد داشت.

- حالا خوبه سایت الف را همه خودی‌هاشون می‌خونند اگه یه سایت اصلاح طلب آمار می‌گرفت نتایج بدترم می‌شد. خدا رحمشون کنه

- خیلی از دوستان می گویند که نظراتی که در اینترنت در باب انتخابات منتشر می شود، رای واقعی افراد کشور نیست و مثلا در شهرها و روستاهای کوچک نظرات لزوما با نظرات طبقه بالای شهری و شهرهای بزرگ یکسان نیست. از این نظر باید بسیار استقبال کرد. این بدان معناست که حتی گروه طرفدار دولت نیز اغنا نشده اند. این کلام که معلوم نیست فلان نظر درست است یا نه یک معنی دارد و همانا "تجدید انتخابات" است. انتخابات ریاست جمهوری هیچ کس را راضی نکرده. این همه آمار و اسناد که ما بیشتریم نشان همین است. تنها راه "تجدید انتخابات" و استفاده از ناظران بی طرف زیر نظر کاندیداهای 4 گانه ریاست جمهوری است.

 

-24 میلیون رای یعنی از هر دو نفر واجد شرایط یکی به احمدی نژاد رای داده. شما به خانواده خودتان نگاه کنید که هر کسی به چه کسی رای داده.

 


کلمات کلیدی: انتخابات ،تقلب
 
شرح حال
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٩  

سلام.
حال همه ی ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.

با این همه عمری اگر باقی بود٬
طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بی درمان...

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند

بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.


کلمات کلیدی: شعر
 
فریاد یا حسین میرحسین تماشاگران ایرانی در سنگاپور
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦  

فریاد یاحسین میرحسین تماشاگران ایرانی بازی ایران-سنگاپور تا دقایقی پیش به طور واضح از تلویزیون شنیده میشد به طوریکه مسئولین رسانه کودتا مجبور به قطع کردن صدای تماشاگران شدند.


کلمات کلیدی: میرحسین ،ورزشگاه
 
روح بلند حضرت آیت الله العظمی منتظری به ملکوت اعلی پیوست
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩  

امروز روز غم انگیزی برای ایران و تشیع است چرا که امروز یکی از بزرگمردان و یکی از معدود علما و روحانیون با وجدان و روشن ضمیر که حاضر نشد بخاطر قدرت از ظلم و ظالم حمایت کند دار فانی را وداع گفته و آن را برای اهلش واگذاشت.

آیت الله منتظری یکی از معدود شخصیتهای سیاسی و مذهبی بود که حتی به قیمت از دست دادن مقام رهبری ایران حاضر نشد چشمش را بر روی جنایات تابستان 67  و جنایات و ظلمهای بعد از آن ببندد.

افتخار میکنم به تقلید از این شخصیت بزرگوار که حقیقتا پدر مذهبی آزادیخواهان ایران بود.

امروز ملت سبز ایران پدر پیرش را از دست داد اما گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز...

روحش شاد.

 


کلمات کلیدی: آیت الله منتظری
 
ما اهل کوفه نیستیم آقای دیکتاتور!
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٧  

سلام آقای دیکتاتور. من را میشناسی؟! خدا وکیلی یعنی میخواهی بگویی نمیشناسی؟!

بابا من همان ملت همیشه در صحنه هستم. همان که تنم را در برابر تانک قرار دادم تا تو آن بالا بنشینی و خدایی مرا بکنی.  همان که هزار تا بدبختی و بیچارگی را تحمل کردم تا تو در مقابل استکبار جهانی کم نیاوری و الان برای من بشوی یک پا استکبار داخلی، همان که زمانی از مهاجرین و انصار در زمان پیامبر اکرم هم بهتر بودم. همان رزمنده دلاور، همان ملت غیور و شهید پرور ایران، یک عضو از ملت بینوای ام القرای ممالک مسلمان، همان که فریاد میزد استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. 

من همانم اما امروز وقتی میگویم آزادی مهر وابسته آمریکا بر پیشانیم میخورد، میگویم جمهوری فریاد مرگ بر منافق میشنوم، میگویم اسلام... میگویم اسلام اما کو اسلام؟! من در خونهای روی زمین ریخته اثری از اسلام نمیبینم، در شکنجه ها و فریادها اسلام را نمیبینم، در فریاد از بن جگر مظلوم، اسلام را نمیبینم. اسلام را نمیبینم حتی اگر تو بگویی هست. اسلام من اسلام تو نیست. اسلام تو تبدیل شده به همان لباس نامرئی پادشاه داستان کودکانه هانس کریستین اندرسن و من همان کودکم که ندیدنم را فریاد میزنم. فریاد میزنم حتی اگر به لقب زیبای ضد ولایت فقیه مفتخرم کنی. فریاد میزنم حتی اگر خس و خاشاک خوانده شوم، حتی اگر کشته شوم، حتی اگر شکنجه و زندانی شوم. حتی اگر در دادگاه نفاق تو محکوم به سنگینترین مجازاتها شوم.

من خس و خاشاک نیستم. من همان ملت همیشه در صحنه ام همان رزمنده دلاور فقط گرد پیری روی چهره ام نشسته. دست روزگار با من شوخی کرده و چین و چروکهای صورتم را عمیقتر کرده.در این خاک رشد کرده ام و خمیده شده ام و حالا نوبت فرزندم است که ببالد و بروید. نوبت فرزندم است تا همراه با من فریاد بزند، جوان من همان جوانی من است و من هنوز همان هستم که بودم. هنوز نماز میخوانم، هنوز روزه میگیرم، هنوز پنجشنبه ها روی قبر دوست شهیدم گل میگذارم، هنوز محرمها سینه میزنم و یاحسین میگویم. اما امسال یا حسین گفتنم یک فرقی با سالهای دیگر دارد. امسال وقتی میگویم حسین یک جایی در درونم درد میگیرد. یک جایی نزدیک قلبم. آری درد از قلب فشرده ام شروع میشود و موزیانه میخزد تا خودش را میرساند کم آنطرفتر، این بار از بن جگر اوج میگیرد. می آید بالا تبدیل میشود به هق هق و هق هق تبدیل میشود به فریاد. امسال بیشتر از هر سال جگرم با نام حسین میسوزد. میدانی چرا؟! چون یزید زمانه را در چهره تو میبینم، در آن قیافه موجه و ریشهای بلند سفیدت، در آن عمامه سیاهت که دیروز نماد سیادت تو بود و امروز نماد سیه روزی من!

آقای دیکتاتور

برایم مهم نیست که مرا با چه نامی بخوانی. مهم نیست چون شیطان را در چهره تو میبینم حتی اگر ادعای خدایی بکنی. محرم امسال فریاد خواهم زد . با چشمان اشک آلودم در چشمان آتشینت نگاه خواهم کرد و فریاد مرگ را این بار بر سر تو خواهم زد.

آقای دیکتاتور من هیچگاه نه جزو لشکر یزید بوده ام، نه جزو کوفیان سیه رو. من حسینی هستم. ما حسینی هستیم و ما بیشماریم.

مرگ برتو!

 


کلمات کلیدی: آزادی ،محرم
 
دو برادر...
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸  

 

دو برادر یکی در سپاه خدمت کردی و دیگری بزور بازو نان خوردی. باری پاسدار گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی. گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند: نان ِ خود خوردن و نشستن به که با باتوم کمر مردمان شکستن. بدست آهک تفته کردن خمیر . . . به از دست بر سینه پیش امیر مسافر کشی روز و شب تا سحر . . . به از نوکری پیش ِ بیدادگر




کلمات کلیدی: طنز
 
به مناسبت سالروز تولد سهراب عزیز
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦  

به سراغ من اگر می‌آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است

که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.

روی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

به سر تپه معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می‌آید.

آدم این‌جا تنهاست

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می‌آیید،

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من

سهراب سپهری


 


کلمات کلیدی: سهراب سپهری
 
سرگیجه این روزها...
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳  

حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی یکی از بزرگترین مراجع تقلید، مثل هر انسان دیگری که ذره ای وجدان در وجودش دارد از وضعیت ظالمانه کشور و از کشتار و شکنجه موجود در زندانهای این نظام باصطلاح اسلامی انتقاد میکند.

فردای روز انتقادات دلسوزانه این مرجع عالیقدر، روزنامه کیهان چنین مطلبی را تیتر میکند: « اعتراض گسترده علما و شخصیتهای سیاسی به اظهارات موهن یوسف صانعی» انگار حضرت آیت الله العظمی فقط وقتی آیت الله است که  بر خلاف منافع بعضی افراد حرکت نکرده باشد! همانطور که استاد شجریان که دیروز صدای زیبایش نماد آواز و موسیقی و هنر اصیل ایرانی بود به خاطر طرفداری از مردم و کشور خودش، امروز، صدای بی بی سی خوانده میشود و کاریکاتورش در روزنامه کیهان چاپ میشود!

از این غم انگیزتر درخواست پسر احمدی نژاد از مراجع قضایی برای شلاق زدن آیت الله صانعی به خاطر اظهارات موهن است!

ظاهرا در کشور ما این روزها، وضعیت از سر بالا رفتن آب و ابوعطا خواندن قورباغه فراتر رفته و شهر انقدر شلوغ شده است که قورباغه ها دست از ابوعطا خواندن کشیده اند و جسورانه دست به هفت تیر کشی میزنند!

وقتی این قورباغه های هفت تیر کش ابوعطا خوان را یک جوری قورت میدهیم و با هزار بدبختی هضمش میکنیم ، نوبت آقای کروبی میرسد که شرایط را برای ...گری و پیاده روی بعضیها رو اعصاب ما فراهم کند. ایشان وقتی از تشکیل جلسه رسمی سران سه قوه و حتی بررسی عادلانه مجلس ناامید میشود، ناچار بدون هیچ جلسه ای اولین شاهدش را که یکی از افرادیست که مورد تجاوز قرار گرفته است معرفی میکند. در اولین بازجویی از این فرد، بعد از تلاشهای بسیار در راستای تشویق و تهدید و ترعیب(!) دنیوی و اخروی شاکی، برای دست برداشتن از شکایتش طی بازجویی های دقیق این سوال از ایشان پرسیده میشود که شخص تجاوز کننده تا کجا فرو کرده است و آیا حظ معنوی و روحانی هم برده است یا نه؟! و جالبست که این دقیقا تنها سوال مربوط به موضوعیست که از شاکی پرسیده میشود و بعد از این به طرز عجیبی جای شاکی و متهم عوض میشود!

به قول گوگوش: عجب سرگیجه ای هست. برادر خودت که داری میبینی!

ظاهرا متن ترانه گوگوش را ناخواسته تحریف کردم اما مهم نیست، تحریف کردن قسمتی از ترانه گوگوش از تحریف کردن کل ماجرای ترانه موسوی که بدتر نیست! هست؟!

البته الان هم یک جوری داریم این موضوع را هم برای خودمان هضم میکنیم. اما انشاالله به حول و قوه الهی و با کمک دوستان صدا و سیما، امشب ساعت هشت و نیم شب، دوباره به حالت قبلیمان برخواهیم گشت!

حرف آخر: باور کنید ما میخواهیم بی خیال شویم اما مگر میگذارند؟!


کلمات کلیدی: طنز
 
اگر به رئیس جمهور بگویید مادرت رو....
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱  

امریکا
شما به رئیس‌جمهور امریکا می‌گویید: «مادرت رو...»! ولی اتفاق خاصی نمی‌افتد، فقط شما معروف می‌شوید و دربارهء مادر رئیس جمهور کتاب می‌نویسید و میلیون‌ها دلار درآمد کسب می‌کنید! اما بعد از آن، رئیس‌جمهور از شما به دادگاه شکایت می‌کند و شما مجبور می‌شوید که بابت غرامت، همهء‌ پولتان را به رئیس‌جمهور بدهید
انگلستان
شما به نخست‌وزیر انگلستان می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر هم به شما می‌گوید: مادر خودت رو
فرانسه
شما به رئیس‌جمهور فرانسه می‌گویید: «مادرت رو...»! و بلافاصله میلیون‌ها نفر از مردم به خیابان‌ها می‌ریزند و در حمایت از شما، به رئیس‌جمهور می‌گویند: «مادرت رو...»! رئیس‌جمهور هم دربارهء جریحه ‌دار شدن احساساتش شعری می‌سراید و آنرا در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر می‌کند
ژاپن
شما به نخست‌وزیر ژاپن می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر تعظیم می‌کند و به شما می‌گوید: ببخشید، ولی فکر نکنم مادرم از شما خوشش بیاد
آلمان
شما به صدراعظم آلمان می‌گویید: «مادرت رو...»! پلیس به سراغ شما می‌آید و به شما می‌گوید: لطفاً با مادر صدراعظم کاری نداشته باشید
سوئد
شما به نخست‌وزیر سوئد می‌گویید: «مادرت رو...»! از مردم ر‌أی‌گیری می‌شود که آیا شما مادر نخست‌وزیر را... یا نه؟! اگر رأی مثبت داده شود، شما مادر نخست‌وزیر را...! ولی اگر رأی منفی داده شود، نخست‌وزیر دست شما را در مقابل دوربین‌های تلویزیونی می‌فشارد و برای شما آرزوی موفقیت می‌کند
ترکیه
شما به رئیس‌جمهور ترکیه می‌گویید: «مادرت رو...»! و رئیس‌جمهور هم اسلحه‌اش را در می‌آورد و به شما شلیک می‌کند. اگر شما کُرد باشید، رئیس‌جمهور مورد تشویق قرار می‌گیرد! وگرنه او را به دادگاه احضار می‌کنند و او در بین راه فرار می‌کند و به یونان پناهنده می‌شود
سوئیس
شما به نخست‌وزیر سوئیس می‌گویید: «مادرت رو...»! منشی دفتر نخست‌وزیر با شما تماس می‌گیرد و شماره تلفن مادر نخست وزیر را به شما می‌دهد تا شخصاً با خودش هماهنگ کنید
هند
شما به نخست‌وزیر هند می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر شما را به خانه‌اش دعوت می‌کند و خاکستر مادرش را که سالها پیش مُرده به شما نشان می‌دهد و برای شما آواز می‌خواند و گریه می‌کند. شما هم متأثر می‌شوید و به خانه برمی‌گردید و می‌بینید که خانواده‌تان ناپدید شده‌اند و سالهای سال به دنبال خانوادهء‌ خود از این شهر به آن شهر آواره می‌شوید و سرانجام در فقر و غربت، از غم و گرسنگی می‌میرید و از داستان زندگی شما بیش از هزار و هفتصد فیلم سینمایی ساخته می‌شود
کانادا
شما به نخست‌وزیر کانادا می‌گویید: «مادرت رو...»! مادر نخست‌وزیر خبردار می‌شود و مقاله‌ای فمینیستی در روزنامه چاپ می‌کند و تبعیض جنسی را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد و از شما می‌خواهد که پدر نخست وزیر را...ا
کلمبیا
شما به رئیس‌جمهور کلمبیا می‌گویید: «مادرت رو...»! بعد وصیتنامه‌تان را می‌نویسید و در اولین فرصت خود را دار می‌زنید! چند روز بعد جسد شما را در حالی که طناب دار دور گردنتان است و با گلوله سوراخ ‌سوراخ شده‌ و با اسید سوزانده شده‌اید، پیدا می‌کنند! پزشک قانونی جسد شما را لاشهء سگ تشخیص داده و در حومهء شهر دفن می‌کند
چین
شما به رئیس‌جمهور چین می‌گویید: «مادرت رو...»! رئیس‌جمهور هم به صورت لفظی، هم شما و هم خانواده‌ تان را...! سپس شما به همراه خانواده ‌تان به کرهء ‌ماه تبعید می‌شوید
ایتالیا
شما به نخست‌وزیر ایتالیا می‌گویید: «مادرت رو...»! روزنامه‌ها خبر رسوایی مادر نخست‌وزیر را چاپ می‌کنند و مافیا به خاطر شهوت زیادتان، به شما پیشنهاد همکاری در زمینهء تهیهء‌ فیلم‌های پورنو می‌کند! نخست‌وزیر هم برای تلافی، یک بازی دوستانهء فوتبال بین تیم محبوب خودش و تیم محبوب شما ترتیب می‌دهد و داور بازی را می‌خرد و تیم محبوب شما را با نتیجهء مفتضحانه ‌ای شکست می‌دهد
روسیه
شما به رئیس‌جمهور روسیه می‌گویید: «مادرت رو...»! فردای آن روز شما دچار یک سانحه شده و در تصادف با اتومبیل کشته می‌شوید! به خانوادهء شما اطلاع داده می‌شود که شما در حال مستی رانندگی کرده‌اید و شدت تصادف چنان زیاد بوده که بدن شما تکه ‌تکه شده است
عربستان
شما به رئیس‌جمهور عربستان می‌گویید: «مادرت رو....»! همه به شما می‌خندند، چون عربستان رئیس‌جمهور ندارد! شما متوجه اشتباه خود می‌شوید و این دفعه به پادشاه عربستان می‌گویید: «مادرت رو...»! همه از خنده دست می‌کشند و پادشاه هم زبان شما را قطع می‌کند
همینجا!
چــــی؟! شما به رئیس‌جمهور می‌گویید: «مادرت رو...»؟؟؟!! متأسفم دوست من، دیگر دیر شده! خیلی وقت است که رئیس‌جمهور نه تنها مادرت رو، بلکه خودت و...!
خبر نداری.....!!!!

منبع فرعی: دانلودها.

منبع اصلی: خدا داند!


کلمات کلیدی: طنز
 
پیش از شما...
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٧  

کلمات کلیدی: ایران